tambourines

tam·bou·rines/ˌtæmbəˈriːnz/
noun (اسم)commonplural (جمع): tambourines

اسم — تمبک

تمبکدایره زنگی

ساز موسیقی کوچک با حلقه‌ای که زنگوله‌های فلزی دارد

a small musical instrument with metal jingles around a frame

«او در گروه موسیقی تمبک نواخت.»

She played the tambourine in the band.

«دایره زنگی ریتم را به آهنگ اضافه کرد.»

The tambourine added rhythm to the song.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000