در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
وارد کردن تامپون برای جذب مایعات، معمولاً خون قاعدگی.
Inserting a tampon to absorb fluid, usually menstrual flow.
«او برای کنترل قاعدگیاش تامپون میگذارد.»
“She is tamponing to manage her period.”
«استفاده از تامپون یک اقدام رایج بهداشتی است.»
“Tamponing is a common hygiene practice.”