در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مادهای چسبناک که روی درختان یا گیاهان مالیده میشود تا حشرات را به دام بیندازد.
A sticky substance spread on trees or plants to trap insects.
«باغبانها از تانگلفوت برای محافظت درختان میوه در برابر آفات خزنده استفاده میکنند.»
“Gardeners use tanglefoot to protect fruit trees from crawling pests.”
«تله چسبناک یک سد در اطراف تنه ایجاد کرد.»
“The tanglefoot formed a barrier around the trunk.”
کسی که ناشیانه یا نامتعادل راه میرود؛ کسی که مستعد افتادن است.
A person who walks clumsily or unsteadily; someone prone to tripping.
«پیرمرد دست و پا چلفتی بود و مدام به وسایل میخورد.»
“The old man was a tanglefoot, constantly bumping into furniture.”
«مراقب آدم دست و پا چلفتی باش، قبلاً نوشیدنی ریخته است.»
“Beware of the tanglefoot, he's spilled drinks before.”
غیررسمی/عامیانه. اصطلاحی بسیار رایج و اغلب طنزآمیز برای فرد دست و پا چلفتی. «کلوتز» گستردهتر است و میتواند به بیدست و پایی عمومی، نه فقط راه رفتن، اشاره کند. «او چقدر دست و پا چلفتی است، همیشه همه چیز را میاندازد.»
Informal/slang. A very common, often humorous term for a clumsy person. 'Klutz' is broader and can refer to general clumsiness, not just walking. 'He's such a klutz, always dropping things.'