tanglefoot

tan·gle·foot/ˈtæŋɡlˌfʊt/
tangleto twist together into a confused massfootthe lower extremity of the leg
1noun (اسم)technical

اسم — ماده چسبناک حشره‌گیر

ماده چسبناک حشره‌گیرتله چسبناک

ماده‌ای چسبناک که روی درختان یا گیاهان مالیده می‌شود تا حشرات را به دام بیندازد.

A sticky substance spread on trees or plants to trap insects.

«باغبان‌ها از تانگلفوت برای محافظت درختان میوه در برابر آفات خزنده استفاده می‌کنند.»

Gardeners use tanglefoot to protect fruit trees from crawling pests.

«تله چسبناک یک سد در اطراف تنه ایجاد کرد.»

The tanglefoot formed a barrier around the trunk.

2noun (اسم)informalplural (جمع): tanglefoots

اسم — دست و پا چلفتی

دست و پا چلفتینابلد در راه رفتن

کسی که ناشیانه یا نامتعادل راه می‌رود؛ کسی که مستعد افتادن است.

A person who walks clumsily or unsteadily; someone prone to tripping.

«پیرمرد دست و پا چلفتی بود و مدام به وسایل می‌خورد.»

The old man was a tanglefoot, constantly bumping into furniture.

«مراقب آدم دست و پا چلفتی باش، قبلاً نوشیدنی ریخته است.»

Beware of the tanglefoot, he's spilled drinks before.

تفاوت با واژه‌های مشابه
klutzدست و پا چلفتی

غیررسمی/عامیانه. اصطلاحی بسیار رایج و اغلب طنزآمیز برای فرد دست و پا چلفتی. «کلوتز» گسترده‌تر است و می‌تواند به بی‌دست و پایی عمومی، نه فقط راه رفتن، اشاره کند. «او چقدر دست و پا چلفتی است، همیشه همه چیز را می‌اندازد.»

Informal/slang. A very common, often humorous term for a clumsy person. 'Klutz' is broader and can refer to general clumsiness, not just walking. 'He's such a klutz, always dropping things.'

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000