tastebud

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

taste·bud/ˈteɪst.bʌd/
tastesense of flavorbudsmall growth or protuberance
noun (اسم)commonplural (جمع): tastebuds

اسم — حس چشایی

حس چشاییگلچشایی

یکی از اندام‌های کوچک حسگر روی زبان که طعم‌ها را تشخیص می‌دهد.

One of the small sensory organs on the tongue that detects flavors.

«حس‌های چشایی به ما کمک می‌کنند تا طعم‌های مختلف را درک کنیم.»

Tastebuds help us enjoy different flavors.

«غذای تند حس چشایی را تحریک می‌کند.»

Spicy food excites the tastebuds.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000