در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یکی از اندامهای کوچک حسگر روی زبان که طعمها را تشخیص میدهد.
One of the small sensory organs on the tongue that detects flavors.
«حسهای چشایی به ما کمک میکنند تا طعمهای مختلف را درک کنیم.»
“Tastebuds help us enjoy different flavors.”
«غذای تند حس چشایی را تحریک میکند.»
“Spicy food excites the tastebuds.”