در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
رنگآمیزی با استفاده از رنگدانههایی که با چسپ محلول در آب مثل زردهٔ تخممرغ مخلوط میشوند.
A painting medium using pigments mixed with a water-soluble binder, such as egg yolk.
«هنرمند با رنگ تمپر روی چوب نقاشی کرد.»
“The artist painted with tempera on wood.”
«تمپر نسبت به رنگ روغنی سریعتر خشک میشود.»
“Tempera dries quickly compared to oil paint.”