terral

/ˈtɛr.əl/

صفت — زمینی

زمینیارتباط با زمین

مرتبط با زمین؛ زمینی.

Relating to the earth; earthly.

«خاستگاه زمینی این سنگ تأیید شد.»

The terral origin of the rock was confirmed.

«ویژگی‌های زمینی مناظر را غالب می‌کنند.»

Terral features dominate the landscape.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000