thermoset

ther·mo·set/ˈθɜːrməʊsɛt/
thermo-relating to heatsetfixed after heating
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more thermosetsuperlative (عالی): most thermoset

صفت — ترموست

ترموستگرما سخت

ویژگی ماده‌ای که پس از گرم شدن به طور برگشت‌ناپذیر سخت می‌شود.

Describes a material that irreversibly hardens when heated.

«پلاستیک‌های ترموست در عایق‌های الکتریکی مقاوم به کار می‌روند.»

Thermoset plastics are used in durable electrical insulators.

«این محصول از رزین ترموست برای مقاومت در برابر حرارت ساخته شده است.»

This product is made from thermoset resin for heat resistance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000