tibby

tib·by/ˈtɪbi/
noun (اسم)informalplural (جمع): tibbies

اسم — پرنده کوچک

پرنده کوچکبچه‌گربه کوچک

اصطلاح محاوره‌ای برای پرنده یا بچه‌گربه کوچک، به صورت محبت‌آمیز.

A dialect term for a small bird or kitten, used affectionately.

«به پرنده کوچک داخل باغچه نگاه کن.»

Look at the little tibby in the garden.

«او بچه‌گربه کوچک را با محبت در آغوش گرفت.»

She cuddled the tiny tibby warmly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000