topple

top·ple/ˈtɒpəl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): toppledpast participle (مفعولی): toppled-ing (حال): toppling3rd (سوم): topples

فعل — واژگون شدن

واژگون شدنسقوط کردن

به علت از دست دادن تعادل یا پشتیبانی، به جلو یا پهلو افتادن.

To fall forward or over due to loss of balance or support.

«مجسمه در طول طوفان واژگون شد.»

The statue toppled during the storm.

«پشته کتاب‌ها شروع به ریزش کرد.»

The stack of books began to topple.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fallافتادن

متداول. 'Topple' به معنی از دست دادن تعادل و سقوط ناگهانی است؛ 'fall' معنی کلی‌تری دارد.

Common. 'Topple' implies losing balance leading to a fall, often sudden or unexpected; 'fall' is more general.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000