twentieth

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

twen·ti·eth/ˈtwɛntiəθ/
twenfrom 'two' + suffix for 'ten'-tiethordinal number suffix
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): nullsuperlative (عالی): null

صفت — بیستم

بیستمبیستمین

بیستمین مورد در یک دنباله؛ عدد ترتیبی برای بیست.

Constituting number 20 in a sequence; the ordinal number for twenty.

«این بیستمین سالگرد ماست.»

“This is our twentieth anniversary.”

«او در جایگاه بیستم به پایان رساند.»

“He finished in twentieth place.”

2noun (اسم)commonplural (جمع): twentieths

اسم — یک‌بیستم

یک‌بیستمیک بخش از بیست بخش

یکی از بیست قسمت مساوی از چیزی.

One of twenty equal parts of something.

«او یک‌بیستم شرکت را دارد.»

“He owns a twentieth of the company.”

«شما فقط یک‌بیستم کل را دریافت می‌کنید.»

“You only get a twentieth of the total.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000