در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به گونهای که نشاندهنده بیتوجهی یا بیاعتنایی باشد؛ بدون دغدغه.
In a way that shows lack of concern or interest; indifferently.
«او بیاعتنا به آشفتگی نگاه میکرد.»
“He unconcernedly watched the chaos unfold.”
«او خبر را بیتفاوتانه تکان داد.»
“She shrugged unconcernedly at the news.”
رایج. وقتی از نداشتن علاقه یا اهمیت حرف میزند قابل تعویض است.
Common. Interchangeable when describing lack of interest or concern.