adjective (صفت)formal
صفت — نارسانده
نارساندهنپوشیده
عبور نکرده، تلاقی نداشته یا روی هم نیفتاده؛ باقیمانده بدون رد شدن.
Not intersected, overlapped, or passed; left without crossing.
«وقتی گوش میداد دستهایش باز بود.»
“His arms were uncrossed as he listened.”
«خیابان به دلیل موانع عبور نکرده بود.»
“The street was uncrossed due to barricades.”