uncrossed

un·crossed/ʌnˈkrɒst/
un-reverse action / notcrossto place one part over another
adjective (صفت)formal

صفت — نارسانده

نارساندهنپوشیده

عبور نکرده، تلاقی نداشته یا روی هم نیفتاده؛ باقی‌مانده بدون رد شدن.

Not intersected, overlapped, or passed; left without crossing.

«وقتی گوش می‌داد دست‌هایش باز بود.»

His arms were uncrossed as he listened.

«خیابان به دلیل موانع عبور نکرده بود.»

The street was uncrossed due to barricades.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000