unerring

/ʌnˈɜːrɪŋ/
un-noterrto make a mistake-ingforming an adjective
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more unerringsuperlative (عالی): most unerring

صفت — بی‌اشتباه

بی‌اشتباهدقیق

همیشه دقیق و درست، بدون اشتباه.

Always accurate or correct; making no mistakes.

«منطق بی‌اشتباه او داوران را تحت تأثیر قرار داد.»

Her unerring logic impressed the judges.

«هدف‌گیری بی‌اشتباه کماندار، مسابقه را برد.»

The archer's unerring aim won the competition.

تفاوت با واژه‌های مشابه
infallibleبی‌خطا

رسمی؛ به معنای هرگز اشتباه نکردن، در مواقع تاکید بر کمال جایگزین می‌شود.

Formal; means never making mistakes, interchangeable when emphasizing perfection.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000