virtually impossible

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

vir·tu·al·ly im·pos·si·ble/ˈvɝːtʃuəli ɪmˈpɑsəbəl/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more virtually impossiblesuperlative (عالی): most virtually impossible

صفت — تقریباً غیرممکن

تقریباً غیرممکنعملاً ناممکن

آن‌قدر دشوار که در عمل تقریباً نمی‌شود انجامش داد.

So difficult that it is almost impossible to do or achieve.

«پیدا کردن تاکسی در طوفان تقریباً غیرممکن بود.»

Finding a taxi in the storm was virtually impossible.

«بدون کلید، باز کردن در عملاً ناممکن است.»

Without the key, opening the door is virtually impossible.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000