wartime

war·time/ˈwɔːr.taɪm/
wararmed conflicttimea period
noun (اسم)common

اسم — دوران جنگ

دوران جنگزمان جنگ

دوره‌ای که جنگ در حال وقوع است

A period during which a war is happening

«توزیع سهمیه‌ای در دوران جنگ رایج بود.»

Rationing was common during wartime.

«بسیاری از ساختمان‌ها در زمان جنگ تخریب شدند.»

Many buildings were destroyed in wartime.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000