whittled

whit·tled/ˈwɪtld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): whittledpast participle (مفعولی): whittled-ing (حال): whittling3rd (سوم): whittles

فعل — حکاکی کردن

حکاکی کردنبتراشیدنکم کردن تدریجی

زمان گذشته و اسم مفعولی whittle؛ به معنای حکاکی یا کاهش تدریجی با بریدن قطعات کوچک

Past tense and past participle of 'whittle'; to carve or reduce gradually by cutting small pieces.

«او یک مجسمه کوچک از چوب تراشید.»

He whittled a small figurine from wood.

«هزینه‌ها به مرور کاهش یافتند.»

The expenses were whittled down over time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
carvedحکاکی شده

رایج. هنگام اشاره به شکل دادن چوب قابل جایگزینی است ولی همیشه برای کاهش تدریجی نیست.

Common. Interchangeable when referring to shaping wood but not always for gradual reduction.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000