widespread use

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

wide·spread use/ˈwaɪdˌsprɛd jus/
phrase (عبارت)common

عبارت — استفاده گسترده

استفاده گستردهکاربرد فراگیر

استفاده شدن توسط افراد زیاد یا در مکان‌های بسیار.

Use by many people or in many places.

«گوشی‌های هوشمند کاربرد فراگیری دارند.»

Smartphones are in widespread use.

«این ابزار به‌سرعت کاربرد گسترده‌ای پیدا کرد.»

The tool came into widespread use quickly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000