در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حرکت دادن بازوها یا بخشهای دیگر بدن به صورت دایرهای که شبیه پرههای آسیاب بادی است.
Moving the arms or other parts in a circular motion resembling windmill blades.
«او برای گرم کردن بازوهایش را چرخاند.»
“He was windmilling his arms to warm up.”
«رقصنده روی صحنه با مهارت حرکت چرخشی انجام داد.»