در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
میدانست یا آگاه بود (گذشته باستانی فعل 'دانستن').
Knew or was aware of (archaic past tense of 'wit').
«او دیر متوجه خطر شد.»
“He wist the danger too late.”
«آنها نمیدانستند چه کار کنند.»
“They wist not what to do.”
قدیمی. معادل امروزی؛ 'wist' دیگر استفاده نمیشود و ادبی است.
Archaic. Modern equivalent; 'wist' is outdated and literary.