worst

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/wɜːrst/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): worsesuperlative (عالی): worst

صفت — بدترین

بدترینفجیع‌ترین

بدترین، ناخوشایندترین یا با پایین‌ترین کیفیت یا استاندارد. (صفت عالی 'bad')

Most inferior, unpleasant, or bad; of the lowest quality or standard. (Superlative of 'bad')

«آن بدترین فیلمی بود که تا به حال دیده‌ام.»

That was the worst movie I've ever seen.

«این بدترین سناریو است.»

This is the worst-case scenario.

تفاوت با واژه‌های مشابه
poorestفقیرترین

روزمره. به معنای پایین‌ترین کیفیت، اغلب به صورت ملموس مانند عملکرد یا وضعیت. 'The team had their poorest performance of the season' کاربرد دارد. می‌تواند هنگام اشاره به کیفیت یا استاندارد قابل تعویض باشد.

Everyday. Implies lowest in quality, often in a tangible sense like a performance or a condition. 'The team had their poorest performance of the season' works. It can be interchangeable when referring to quality or standard.

متضادها
2adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): badposition (جایگاه): end

قید — بدترین شکل

بدترین شکلبه بدترین نحو

به بدترین، ناخوشایندترین یا ضعیف‌ترین شکل. (قید عالی 'badly')

In the most inferior, unpleasant, or bad manner. (Superlative of 'badly')

«او از میان همه شرکت‌کنندگان بدترین عملکرد را داشت.»

He performed worst of all the contestants.

«اقتصاد در بدترین وضعیت خود در دهه‌های اخیر قرار دارد.»

The economy is doing its worst in decades.

متضادها
3noun (اسم)common

اسم — بدترین بخش

بدترین بخشناگوارتریناوضاع بد

بدترین یا ناگوارترین قسمت یا جنبه از چیزی.

The most inferior or unfortunate part or aspect of something.

«در بدترین حالت، باید از نو شروع کنیم.»

At worst, we'll just have to start over.

«آنها برای بدترین اوضاع آماده شدند.»

They prepared for the worst.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000