اسم — زرد شدن
فرایند یا عمل زرد شدن.
The process or act of turning yellow.
«زرد شدن صفحات قدیمی آنها را شکننده نشان میداد.»
“The yellowing of the old pages made them look fragile.”
«ما یک زردی خفیف را در لبههای عکس مشاهده کردیم.»
“We noticed a slight yellowing on the edges of the photograph.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. یک اصطلاح کلی برای هرگونه تغییر رنگ، نه فقط زردی. 'تغییر رنگ کتاب قدیمی' درست است، اما زردی را مشخص نمیکند.
Common. A general term for any change in color, not specific to yellow. 'The discoloration of the old book' works, but doesn't specify yellow.
صفت — زردشونده
در حال زرد شدن؛ دارای رنگی مایل به زرد.
Becoming yellow; having a yellowish tint.
«برگهای زردشونده نشاندهنده آغاز پاییز بودند.»
“The yellowing leaves signaled the start of autumn.”
«او لکه مایل به زردی را روی دیوار دید.»
“She saw a yellowing patch on the wall.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به معنای از دست دادن رنگ یا شدت است، نه لزوماً زرد شدن. 'رنگباخته' درست است.
Common. Implies losing color or intensity, not necessarily turning yellow. 'Fading paint' works.