cambodian

cam·bo·di·an/kæmˈboʊdiən/
1adjective (صفت)common

صفت — کامبوجی

کامبوجی

مربوط به کشور کامبوج یا مردم، زبان، فرهنگ آن.

Related to Cambodia, its people, language, or culture.

«او از غذا و موسیقی کامبوجی لذت می‌برد.»

She enjoys Cambodian food and music.

«معبدهای کامبوجی گردشگران زیادی جذب می‌کنند.»

Cambodian temples attract many tourists.

2noun (اسم)commonplural (جمع): Cambodians

اسم — کامبوجی

کامبوجی

فرد بومی یا اهل کشور کامبوج.

A native or inhabitant of Cambodia.

«کامبوجی به گرمی از ما استقبال کرد.»

The Cambodian welcomed us warmly.

«کامبوجی‌ها سال نوی سنتی خود را در آوریل جشن می‌گیرند.»

Cambodians celebrate their traditional New Year in April.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000