cam

/kæm/
noun (اسم)technicalplural (جمع): cams

اسم — کَم

کَممیل بادامک

قطعه چرخان یا لغزنده در دستگاه که حرکت را تبدیل می‌کند

a rotating or sliding part in machinery that converts motion

«کَم زمان‌بندی سوپاپ‌های موتور را کنترل می‌کند.»

The cam controls the timing of the engine valves.

«این دستگاه از کَم برای حرکت دادن قطعات به جلو و عقب استفاده می‌کند.»

This machine uses a cam to move parts back and forth.

تفاوت با واژه‌های مشابه
camshaftمیل بادامک

فنی. قطعه موتور مرتبط با کَم؛ اغلب قابل تعویض.

Technical. Engine part related to cams; often used interchangeably.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000