calving

calv·ing/ˈkælvɪŋ/
calveto give birth (a calf)-inggerund or present participle
noun (اسم)technical

اسم — زایش گوساله

زایش گوسالهزایمان گاو

فرآیند به دنیا آوردن گوساله توسط گاو یا حیوان مشابه

The process of a cow or similar animal giving birth to a calf

«فصل زایش برای کشاورزان لبنی بسیار مهم است.»

Calving season is crucial for dairy farmers.

«مشکلات حین زایش نیاز به کمک دامپزشک دارد.»

Complications during calving require veterinary assistance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000