calvary

Cal·va·ry/ˈkælvəri/
1noun (اسم)common

اسم — جلجتا

جلجتاکالواری

محلی که عیسی مسیح در آن به صلیب کشیده شد، تپه‌ای کوچک در خارج از اورشلیم باستان، که با نام گلگتا نیز شناخته می‌شود.

The place where Jesus was crucified, a small hill outside ancient Jerusalem, also known as Golgotha.

«زائران در سفر خود به سرزمین مقدس از کالواری بازدید کردند.»

The pilgrims visited Calvary during their trip to the Holy Land.

«داستان به صلیب کشیده شدن در کالواری محور مسیحیت است.»

The story of the crucifixion at Calvary is central to Christianity.

2noun (اسم)literaryplural (جمع): calvaries

اسم — مصیبت

مصیبترنج عظیمعذاب

(استعاری) تجربه‌ای وحشتناک و دردناک یا مصیبتی بزرگ.

(Figurative) A terrible and painful experience or ordeal.

«گذراندن شیمی‌درمانی برای او یک مصیبت شخصی بود.»

Going through chemotherapy was a personal calvary for her.

«پناهندگان در سفر خود به سوی امنیت با رنج عظیمی روبرو شدند.»

The refugees faced a long calvary on their journey to safety.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ordealمصیبت

روزمره. یک تجربه طولانی و دشوار. 'اُردیِل' یک اصطلاح کلی برای آزمایش یا محاکمه‌ای سخت است. 'کالواری' بر رنج و فداکاری تأکید می‌کند، اغلب به معنای یک سفر یا دنباله‌ای از سختی‌ها، که مستقیماً از بافت مذهبی گرفته شده است.

Everyday. A prolonged and difficult experience. 'Ordeal' is a general term for a severe test or trial. 'Calvary' emphasizes suffering and sacrifice, often implying a journey or sequence of hardships, drawing directly from the religious context.

agonyعذاب

روزمره. رنج جسمی یا روحی شدید. 'اَگِنی' بر خود درد شدید تمرکز دارد، در حالی که 'کالواری' کل فرایند دشوار یا سفری را که منجر به یا تجسم آن رنج می‌شود، پیشنهاد می‌کند.

Everyday. Extreme physical or mental suffering. 'Agony' focuses on the intense pain itself, while 'Calvary' suggests the entire difficult process or journey that leads to or embodies that suffering.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000