در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به مالزی یا شبهجزیره مالایا، مردم، زبان یا فرهنگ آن.
Relating to Malaysia or the Malay Peninsula, its people, language, or culture.
«ببر مالایایی زیرگونهای است که در آن منطقه یافت میشود.»
“The Malayan tiger is a subspecies found in the region.”
«او زبانهای مالایی را در دانشگاه مطالعه میکند.»
“She studies Malayan languages at university.”
فردی که اهل مالزی یا شبهجزیره مالایا است.
A person from Malaysia or the Malay Peninsula.
«بسیاری از مالزیاییها در کوالالامپور زندگی میکنند.»
“Many Malayans live in Kuala Lumpur.”
«او بهعنوان یک مالزیایی متولد شده است.»
“He is a Malayan by birth.”