abraxas

ab·rax·as/əˈbræksəs/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): abraxases

اسم — ابراکساس

ابراکساسخدای گنوسی

یک کلمه یا ایزد عرفانی که در آیین گنوسی و دیگر سیستم‌های جادویی باستان استفاده می‌شده و اغلب روی طلسم‌ها به صورت پیکره‌ای با بدن انسان، سر خروس و پاهایی شبیه مار به تصویر کشیده می‌شده است.

A mystical word or deity used in Gnostic and other ancient magical systems, often depicted on amulets as a figure with a human body, a cock's head, and serpents for legs.

«طلسم باستانی تصویر ابراکساس را داشت.»

The ancient amulet bore the image of Abraxas.

«گنوسی‌ها گاهی در آیین‌های خود به ابراکساس متوسل می‌شدند.»

Gnostics sometimes invoked Abraxas in their rituals.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): Abraxases

اسم — بید ابراکساس

بید ابراکساس

جنسی از بیدها در خانواده زمین‌سنجان.

A genus of moths in the family Geometridae.

«Abraxas grossulariata گونه‌ای شناخته شده از بید است.»

The Abraxas grossulariata is a well-known species of moth.

«بسیاری از بیدهای ابراکساس الگوهای خالدار مشخصی روی بال‌هایشان دارند.»

Many Abraxas moths have distinct spotted patterns on their wings.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000