abrasions

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

a·bra·sions/əˈbreɪʒənz/
abrasionthe act or process of scraping or wearing down-splural marker
noun (اسم)commonplural (جمع): abrasions

اسم — خراش

خراشزخمی سطحی

خراش‌ها یا سائیدگی‌هایی روی پوست که بر اثر مالیدن یا سایش ایجاد شده‌اند

Scrapes or grazes on the skin caused by friction or rubbing

«کودک بعد از زمین خوردن خراش‌های کوچکی روی زانوهایش داشت.»

The child had small abrasions on his knees after falling.

«قبل از زدن پماد، خراش‌ها را تمیز کنید.»

Clean the abrasions before applying the ointment.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scratchخش

روزمره. به صدمات سطحی پوست مشابه اشاره دارد ولی خش می‌تواند فقط یک علامت سبک باشد؛ abrasion بیشتر بر از بین رفتن پوست تأکید دارد.

Everyday. Similar minor skin injuries but 'scratch' can also mean a light mark; 'abrasion' emphasizes the scraping off skin layers.

grazeخراشیدگی

روزمره. معمولا در اشاره به جراحات سطحی ناشی از سایش با abrasion قابل جابه‌جایی است.

Everyday. Often used interchangeably with abrasion when referring to shallow skin injuries caused by scraping.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000