absolves

ab·solves/əbˈzɒlvz/
verb (فعل)formalpast (گذشته): absolvedpast participle (مفعولی): absolved-ing (حال): absolving3rd (سوم): absolves

فعل — تبرئه کردن

تبرئه کردنرهایی دادن

آزاد کردن کسی از گناه، سرزنش یا مسئولیت

Declare someone free from guilt, blame, or responsibility

«دادگاه متهم را از تمام اتهامات تبرئه می‌کند.»

The court absolves the defendant of all charges.

«او او را از تمام مسئولیت‌ها رها می‌کند.»

She absolves him from all responsibility.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exoneratesتبرئه کردن

رسمی. نزدیک به تبرئه قانونی یا اخلاقی.

Formal. Close in legal or moral clearing of blame.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000