abstain from sex

ab·stain from sex/əbˈsteɪn frəm sɛks/
abstainto deliberately avoidfromindicating separation
phrase (عبارت)formal

عبارت — اجتناب از رابطه جنسی

اجتناب از رابطه جنسیامتناع از رابطه جنسی

آگاهانه تصمیم گرفتن به انجام ندادن رابطه جنسی.

To deliberately choose not to engage in sexual activity.

«آن‌ها توافق کردند تا پیش از ازدواج از رابطه جنسی اجتناب کنند.»

They agreed to abstain from sex until marriage.

«در برخی فرهنگ‌ها اجتناب از رابطه جنسی رایج است.»

Abstaining from sex is common in some cultures.

تفاوت با واژه‌های مشابه
refrainخودداری کردن

رسمی. به معنای خودداری از انجام کاری است؛ در موارد کنترل نفس به کار می‌رود.

Formal. Means to hold back from an action; interchangeable in contexts of self-control.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000