اسم — جاذب
دستگاه یا مادهای که انرژی، مایع یا گاز را جذب میکند.
A device or substance that takes in or soaks up energy, a liquid, or a gas.
«کمکفنر ماشین دستاندازهای جاده را هموار کرد.»
“The car's shock absorber smoothed out the bumps in the road.”
«این ماده یک جاذب صدای عالی است.»
“This material is an excellent sound absorber.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. به مادهای، اغلب متخلخل، اشاره دارد که به راحتی مایعات را جذب میکند. به صورت استعاری برای چیزهایی که به راحتی جذب میکنند استفاده میشود. 'اسفنج جاذب خوبی برای آب است' درست است، 'این پارچه مانند اسفنجی برای عرق عمل میکند' درست است. برای انرژی استفاده نمیشود.
Everyday. Refers to a material, often porous, that readily takes up liquids. Used metaphorically for things that absorb easily. 'A sponge is a good absorber of water' works, 'This fabric acts like a sponge for sweat' works. Not used for energy.
فنی. به طور خاص برای کاهش یا جلوگیری از نوسان یا ارتعاش طراحی شده است که اغلب انرژی جنبشی را جذب میکند. در حالی که جذب میکند، عملکرد اصلی آن خاص میرا کردن است. 'کمکفنر خودرو به عنوان میراکننده عمل میکند' درست است، اما 'دستمال کاغذی یک میراکننده است' درست نیست.
Technical. Specifically designed to reduce or prevent oscillation or vibration, often absorbing kinetic energy. While it absorbs, its primary function is specific to damping. 'A car's shock absorber acts as a damper' works, but 'A paper towel is a damper' does not.