act

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ækt/
actto do, perform, take action
1verb (فعل)commonpast (گذشته): actedpast participle (مفعولی): acted-ing (حال): acting3rd (سوم): acts

فعل — عمل کردن

عمل کردناقدام کردنرفتار کردن

انجام دادن کاری یا عمل کردن برای رسیدن به هدف خاصی.

To do something or take action, especially to achieve a particular purpose.

«او سریع عمل کرد تا کودک را نجات دهد.»

“She acted quickly to save the child.”

«باید بر اساس غریزه‌ات عمل کنی.»

“You should act on your instincts.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
do— انجام دادن

بسیار رایج و غیررسمی. معمولاً در موقعیت‌های انجام اقدام روزمره قابل جایگزین است، مثلاً 'act quickly' = 'do quickly'. وقتی منظور بازی کردن نقش باشد، جایگزین نمی‌شود.

Very common and informal. Often interchangeable with 'act' in everyday contexts about performing an action, e.g. 'act quickly' = 'do quickly'. Not interchangeable when 'act' means perform a role.

perform— اجرا کردن

رسمی‌تر. معمولاً برای انجام کاری ماهرانه یا وظیفه به کار می‌رود، مانند بازی روی صحنه یا انجام وظایف، مثلاً 'perform a role' نه 'do a role'.

More formal. Used especially for actions done skillfully or as a duty, like acting on stage or tasks, e.g. 'perform a role' not 'do a role'.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): actedpast participle (مفعولی): acted-ing (حال): acting3rd (سوم): acts

فعل — بازیگری کردن

بازیگری کردننقش بازی کردن

اجرای نقش یا شخصیت در نمایش، فیلم یا برنامه تلویزیونی.

To perform a role or character in a play, movie, or television show.

«او سال گذشته در چند فیلم بازی کرد.»

“He acted in several movies last year.”

«او نقش لیدی مکبث را در نمایش بازی می‌کند.»

“She is acting as Lady Macbeth in the play.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
perform— اجرا کردن

رسمی. مخصوص مواقع هنری برای اجرای نقش یا اجرا در حضور تماشاگر است، مثلاً 'perform a scene'.

Formal. Specifically used in artistic contexts for playing roles or doing acts before an audience, e.g. 'perform a scene'.

play— بازی کردن نقش

غیررسمی و رایج. در زمینه نقش‌آفرینی در تئاتر یا فیلم به جای act به کار می‌رود، مثلاً 'play Hamlet'.

Informal and common. Used interchangeably with 'act' in contexts of theatrical or film roles, e.g. 'play Hamlet'.

متضادها
3noun (اسم)formalplural (جمع): acts

اسم — قانون

قانونمصوبهتصویب‌نامه

تصمیم رسمی یا قانونی که توسط دولت یا مرجع صادر شده است.

A formal decision or law made by a government or authority.

«دولت یک قانون مالیاتی جدید تصویب کرد.»

“The government passed a new tax act.”

«این قانون از حقوق مصرف‌کننده محافظت می‌کند.»

“This act protects consumer rights.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
law— قانون

رسمی و بسیار رایج. یک اصطلاح کلی که شامل acts می‌شود؛ همه قوانین acts نیستند اما همه acts قوانین هستند، مثلاً 'the act was passed' یعنی قانونی خاص.

Formal and very common. A broad term encompassing acts; not all laws are acts but all acts are laws. E.g., 'the act was passed' is a specific law.

statute— مصوبه

اصطلاح رسمی و حقوقی برای قوانین مکتوب که توسط مجلس تصویب می‌شود، معمولاً در متن حقوقی جایگزین act می‌شود.

Formal, legal term for written laws enacted by a legislature, often interchangeable with 'act' in legal contexts.

متضادها
4noun (اسم)formalplural (جمع): acts

اسم — پرده (نمایش)

پرده (نمایش)بخشقسمت

بخشی از نمایش یا عملکرد هنری که قسمتی جداگانه در یک اثر است.

A main division or unit of a play, opera, or performance.

«نمایش سه پرده دارد.»

“The play has three acts.”

«او پرده دوم را به خوبی اجرا کرد.»

“He performed the second act excellently.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
scene— صحنه

رایج. زیرمجموعه کوچکتر در یک act؛ دو کلمه جایگزین هم نیستند، مثلاً 'act one' و 'scene one'.

Common. A smaller subdivision within an act; the two are related but not interchangeable, e.g. 'act one' vs. 'scene one'.

part— قسمت

غیررسمی. برای توصیف قسمتی از اجرا به کار می‌رود اما از act عمومی‌تر و کمتر دقیق است.

Informal. Can be used to describe a division of a performance but is broader than act and less precise.

5noun (اسم)commonplural (جمع): acts

اسم — کار

کارکرداراعمال

کاری که انجام شده، معمولاً با بار معنایی اخلاقی یا قانونی.

A thing done; a deed or action, often with moral or legal implications.

«کمک به دیگران کار خوبی است.»

“Helping others is a good act.”

«کردار او توسط جامعه محکوم شد.»

“His act was condemned by the community.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
deed— کردار

رسمی. معمولاً به عمل عمدی با اهمیت قانونی یا اخلاقی گفته می‌شود.

Formal. Often refers to an intentional act, especially with legal or moral significance.

action— عمل

رایج. اصطلاح عمومی برای کاری که انجام می‌شود، در بسیاری از موقعیت‌ها با act قابل جایگزینی است.

Common. General term for something done, interchangeable with 'act' in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000