در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
جرمی از بافت لنفاوی در گلو که در کودکان معمولاً بزرگ میشود
a mass of lymphatic tissue located in the throat, often enlarged in children
«دکتر آدنوئیدهای کودک را معاینه کرد.»
“The doctor examined the child's adenoids.”
«بزرگ شدن آدنوئیدها میتواند مشکلات تنفسی ایجاد کند.»
“Enlarged adenoids can cause breathing problems.”