advice

ad·vice/ədˈvaɪs/
noun (اسم)common

اسم — توصیه

توصیهمشاورهپندنصیحت

توصیه یا راهنمایی‌ای که برای انجام یک کار مناسب در آینده ارائه می‌شود.

Guidance or recommendations offered with regard to prudent future action.

«می‌توانم به شما توصیه‌ای کنم؟»

Can I give you some advice?

«او نصیحت مادرش را نادیده گرفت.»

She ignored her mother's advice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
counselمشاوره

رسمی/ادبی. اغلب به معنای راهنمایی عمیق‌تر و متفکرانه‌تر است که گاهی از یک متخصص یا بزرگ‌تر می‌آید. هم اسم و هم فعل است. 'او از وکیلش مشاوره گرفت' یا 'او به او توصیه کرد صبور باشد'. در بافت‌های روزمره مثل 'می‌توانم به شما توصیه‌ای کنم؟' جایگزین 'advice' نمی‌شود.

Formal/literary. Often implies a deeper, more thoughtful guidance, sometimes from a professional or an elder. It can be used as both a noun and a verb. 'She sought counsel from her lawyer' (noun) or 'He counseled her to be patient' (verb). Cannot replace 'advice' in everyday contexts like 'Can I give you some advice?'.

guidanceراهنمایی

متداول. به معنای فرآیند گسترده‌تر و مستمر نشان دادن راه یا کمک به کسی در یک موقعیت است، نه فقط یک توصیه. 'معلم به دانش‌آموزانش راهنمایی ارائه داد' متداول‌تر از 'advice' است.

Common. Implies a broader, ongoing process of showing the way or helping someone through a situation, rather than a single piece of recommendation. 'The teacher offered guidance to her students' is more common than 'advice'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000