در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به صورت ذرات ریز معلق در هوا درآورده شده.
Converted into a fine spray of tiny particles suspended in air.
«دارو به صورت آئروسل برای استنشاق تبدیل شد.»
“The medication was aerosolized for inhalation.”
«ضدعفونیکننده به صورت مهپاش شده برای پوشش مناطق وسیع استفاده شد.»
“The disinfectant was aerosolized to cover large areas.”