aerosolized

a·e·ro·sol·ized/ˈɛrəˌsɒlaɪzd/
aero-airsolsolution or particles-izeto make or become-edpast participle suffix
adjective (صفت)technical

صفت — به صورت آئروسل در آمده

به صورت آئروسل در آمدهمه‌پاش‌شده

به صورت ذرات ریز معلق در هوا درآورده شده.

Converted into a fine spray of tiny particles suspended in air.

«دارو به صورت آئروسل برای استنشاق تبدیل شد.»

The medication was aerosolized for inhalation.

«ضدعفونی‌کننده به صورت مه‌پاش شده برای پوشش مناطق وسیع استفاده شد.»

The disinfectant was aerosolized to cover large areas.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000