ahold

a·hold/əˈhoʊld/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — گرفتن

گرفتنچنگ زدن

چیزی را گرفتن یا به دست آوردن.

To grasp or seize (something).

«او طناب را گرفت.»

She got ahold of the rope.

«او بالاخره دستگیره را گرفت.»

He finally got ahold of the handle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grabگرفتن

غیررسمی. در معنی گرفتن می‌تواند جایگزین باشد، مثلاً grab the rope، در زبان رسمی کاربرد ندارد.

Informal. Can replace 'ahold' when meaning to grasp, e.g. 'grab the rope'. Not used formally.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000