در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک فرورفتگی یا طاقچه کوچک در دیوار یک اتاق یا باغ است که معمولاً برای قرار دادن چیزی استفاده میشود.
A small recessed section of a room or a garden.
«کتابخانه کاملاً در طاقچه جا شد.»
“The bookshelf fit perfectly into the alcove.”
«او یک میز کوچک در فرورفتگی کنار پنجره داشت.»
“She had a small desk in the alcove by the window.”
فرورفتگی یا جایگاهی در دیوار است که برای قرار دادن اشیاء یا مجسمهها کاربرد دارد.
A recess or niche, as in a wall.
«معبد باستانی طاقچههای زیادی برای نذورات داشت.»
“The ancient temple had many alcoves for offerings.”
«مجسمه در یک طاقچه تزئینی قرار داده شد.»
“The statue was placed in a decorative alcove.”
روزمره. به مکانی کوچک، دنج و خلوت اشاره دارد. اغلب برای مطالعه یا استراحت استفاده میشود، در حالی که alcove بیشتر کاربردی است. 'یک کنج مطالعه' مناسب است، اما 'یک کنج غذاخوری' هم اگر یک فضای غذاخوری کوچک و صمیمی باشد، قابل استفاده است. نه برای ویژگیهای معماری.
Everyday. Refers to a small, secluded, cozy place. Often used for reading or relaxing, while an alcove is more functional. 'A reading nook' works, but 'a dining nook' also works if it's a small, intimate dining area. Not for architectural features.
رسمی/فنی. یک اصطلاح کلیتر برای فرورفتگی، که اغلب به طور خاص برای یک مجسمه یا شی تزئینی طراحی شده، اما میتواند به موقعیت مناسب نیز اشاره کند. 'مجسمهای در فرورفتگی' صحیح است، 'پیدا کردن جایگاه خود در زندگی' نیز صحیح است. هنگامی که به فرورفتگی معماری اشاره دارد، قابل تعویض با 'alcove' است، اما 'niche' گستردهتر است.
Formal/technical. A more general term for a recess, often specifically designed for a statue or decorative item, but can also refer to a suitable position. 'A statue in a niche' works, 'finding one's niche in life' works. Interchangeable with 'alcove' when referring to an architectural recess, but 'niche' is broader.