alginate

al·gi·nate/ˈældʒɪˌneɪt/
alg-from algae-inatesalt or ester of an acid
1noun (اسم)technicalplural (جمع): alginates

اسم — آلژینات

آلژیناتنمک اسید آلژنیک

یک نمک از اسید آلژنیک، مشتق شده از جلبک دریایی قهوه‌ای، که به عنوان غلیظ‌کننده، ژل‌کننده یا امولسیفایر در مواد غذایی و دارویی استفاده می‌شود.

A salt of alginic acid, derived from brown seaweed, used as a thickening agent, gelling agent, or emulsifier in food and pharmaceuticals.

«آلژینات معمولاً در گاسترونومی مولکولی استفاده می‌شود.»

Alginate is commonly used in molecular gastronomy.

«صنعت داروسازی از آلژینات برای پوشش قرص‌ها استفاده می‌کند.»

The pharmaceutical industry uses alginate for tablet coatings.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gumصمغ

رایج. می‌تواند به طور گسترده برای انواع عوامل غلیظ‌کننده استفاده شود. 'آلژینات' نوع خاصی از صمغ است که از جلبک دریایی مشتق شده و دارای خواص ژل‌کنندگی متمایزی است. 'صمغ زانتان یک غلیظ‌کننده رایج است' درست است؛ 'آلژینات سدیم برای ایجاد مرواریدهای خوراکی استفاده می‌شود' برای یک کاربرد خاص درست است.

Common. Can be used broadly for various thickening agents. 'Alginate' is a specific type of gum derived from seaweed with distinct gelling properties. 'Xanthan gum is a common thickener' works; 'Sodium alginate is used to create edible pearls' for a specific application.

2verb (فعل)technicalpast (گذشته): alginatedpast participle (مفعولی): alginated-ing (حال): alginating3rd (سوم): alginates

فعل — آلژینات‌زنی کردن

آلژینات‌زنی کردن

با آلژینات تیمار کردن یا ترکیب کردن.

To treat or combine with alginate.

«آنها تصمیم گرفتند محلول را با آلژینات ترکیب کنند تا غلظت بیشتری به دست آید.»

They decided to alginate the solution to achieve a thicker consistency.

«آشپز آب میوه را با آلژینات ژل کرد تا کره‌هایی بسازد.»

The chef alginated the fruit juice to create spheres.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000