alpha

al·pha/ˈæl.fə/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): n/asuperlative (عالی): n/a

صفت — آلفا

آلفااول

اولین یا مهم‌ترین، به ویژه در یک گروه یا توالی.

Denoting the first or most important, especially in a group or sequence.

«او نر آلفا در گروه است.»

He is the alpha male in the pack.

«آزمایش‌های آلفا قبل از آزمایش‌های بتا در نرم‌افزار انجام می‌شوند.»

Alpha tests come before beta tests in software.

تفاوت با واژه‌های مشابه
primaryاولیه

رایج است. به معنی مهم‌ترین یا اول رتبه، اغلب در زمینه گروه‌ها با alpha قابل تعویض است.

Common. Means most important or first in rank, often interchangeable with alpha in group contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000