amassed

a·mass·ed/əˈmæst/
a-to, towardsmasslarge amount-edpast tense
verb (فعل)formalpast (گذشته): amassedpast participle (مفعولی): amassed-ing (حال): amassing3rd (سوم): amasses

فعل — جمع‌آوری کرد

جمع‌آوری کردانباشته کرد

جمع‌آوری کردن مقدار زیادی از چیزی در طول زمان (گذشته)

(past tense) To gather or collect a large amount of something over time.

«او پس از سال‌ها کار ثروتی جمع‌آوری کرد.»

She amassed a fortune after years of work.

«آنها اطلاعاتی برای گزارش جمع‌آوری کردند.»

They amassed information for the report.

تفاوت با واژه‌های مشابه
collectedجمع‌آوری کرد

رسمی. معنای مشابه، اغلب قابل جایگزینی است.

Formal. Similar in meaning; often interchangeable as past tense verb.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000