ambassador

am·bas·sa·dor/æmˈbæsədər/
noun (اسم)formalplural (جمع): ambassadors

اسم — سفیر

سفیر

نماینده رسمی دولت در کشوری خارجی

an official representative of a government in a foreign country

«او به عنوان سفیر در فرانسه منصوب شد.»

She was appointed ambassador to France.

«سفیر در جلسه خارجی شرکت کرد.»

The ambassador attended the meeting abroad.

تفاوت با واژه‌های مشابه
envoyنماینده

رسمی. فردی که برای امور دیپلماتیک رسمی اعزام می‌شود، مشابه سفیر.

Formal. A person sent on official diplomatic business, similar to ambassador.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000