amortize

am·or·tize/ˈæmərtaɪz/
a-to, towardsmortdeath-izeto make or cause
verb (فعل)formalpast (گذشته): amortizedpast participle (مفعولی): amortized-ing (حال): amortizing3rd (سوم): amortizes

فعل — قسطی پرداخت کردن

قسطی پرداخت کردنبدهی را به مرور تسویه کردن

دادن تدریجی یا پرداخت کامل بدهی یا تعهد مالی در طول زمان.

To gradually reduce or pay off a debt or financial obligation over a period of time.

«آنها وام را طی ۱۰ سال قسطی پرداخت می‌کنند.»

They amortize the loan over 10 years.

«وام مسکن ماهانه قسطی پرداخت می‌شود.»

The mortgage is amortized monthly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
repayپرداختن

رایج. اصطلاح عمومی برای بازپرداخت ولی لزوماً تدریجی نیست.

Common. General term for paying back but not always gradual.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000