antagonise

an·tag·o·nise/ænˈtæɡəˌnaɪz/
anti-againstagonstruggle, contest-iseverb suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): antagonisedpast participle (مفعولی): antagonised-ing (حال): antagonising3rd (سوم): antagonises

فعل — برجسته کردن دشمنی

برجسته کردن دشمنیخشمناک کردن

باعث ایجاد دشمنی یا خصومت در کسی شدن.

To cause someone to become hostile or unfriendly.

«اظهارات بی‌ادبانه‌اش همکارانش را ناراحت کرد.»

His rude comments antagonised his coworkers.

«سگ را عصبانی نکن؛ ممکن است گاز بگیرد.»

Don't antagonise the dog; it might bite.

تفاوت با واژه‌های مشابه
provokeبرانگیختن

متداول. معنی مشابه اما موارد کاربرد گسترده‌تر در برانگیختن واکنش‌ها دارد.

Common. Similar meaning but with broader use in causing reactions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000