antipathy

an·tip·a·thy/ænˈtɪpəθi/
noun (اسم)common

اسم — بیزاری

بیزاریانزجارنفرت

احساس شدید عدم علاقه یا مخالفت نسبت به کسی یا چیزی.

A strong feeling of dislike or opposition toward someone or something.

«او نسبت به سیاست جدید احساس بیزاری داشت.»

He felt antipathy towards the new policy.

«میان دو گروه دشمنی شدیدی وجود دارد.»

There is a strong antipathy between the two groups.

تفاوت با واژه‌های مشابه
aversionانزجار

رایج. نشان‌دهنده عدم علاقه شدید همراه با اجتناب است؛ مشابه antipathy اما ممکن است ملایم‌تر باشد.

Common. Suggests a strong dislike often accompanied by avoidance; similar to antipathy but can be milder.

hostilityخصومت

رسمی. تاکید بر مخالفت فعال یا دشمنی دارد؛ در زمینه‌های جدی به جای یکدیگر به کار می‌روند.

Formal. Focuses on active opposition or enmity; often interchangeable in serious contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000