در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با وجود آنچه قبلاً گفته شد؛ به هر حال.
In spite of something previously mentioned; regardless.
«باران میبارید، اما ما به هر حال بیرون رفتیم.»
“It was raining, but we went out anyway.”
«فکر نمیکنم او از من خوشش بیاید، اما به هر حال از او میپرسم.»
“I don't think she likes me, but I'll ask her anyway.”