appraised

/əˈpreɪz/
ap-towardpraiseto value highly
verb (فعل)commonpast (گذشته): appraisedpast participle (مفعولی): appraised-ing (حال): appraising3rd (سوم): appraises

فعل — ارزیابی کردن

ارزیابی کردنقیمت‌گذاری کردن

ارزش یا کیفیت چیزی را به‌ویژه املاک یا کالاها، ارزیابی کردن.

To assess the value or quality of something, especially property or goods.

«کارشناس نقاشی را با ارزش‌گذاری بالا ارزیابی کرد.»

The expert appraised the painting at a high value.

«آن‌ها قبل از خرید خانه را ارزیابی کردند.»

They appraised the house before buying it.

تفاوت با واژه‌های مشابه
evaluateارزیابی کردن

رایج. وقتی درباره ارزیابی ارزش یا کیفیت است، قابل جایگزینی است. در موقعیت‌های عمومی استفاده می‌شود.

Common. Interchangeable when referring to assessing value or quality. Used broadly for judgments beyond just monetary worth.

assessسنجیدن

رسمی. اغلب در زمینه‌های رسمی یا فنی برای ارزش‌یابی استفاده می‌شود. می‌تواند جایگزین appraise در ارزیابی‌های رسمی باشد.

Formal. Often used in official or technical contexts for valuation. Can replace 'appraise' when talking about formal or systematic evaluation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000