armful

arm·ful/ˈɑːrmfʊl/
armthe limb from shoulder to hand-fulfull of
noun (اسم)commonplural (جمع): armfuls

اسم — گروهی که در دست جا می‌شود

گروهی که در دست جا می‌شوددسته در آغوش

مقداری که یک نفر بتواند هم‌زمان با یک دست نگه دارد.

The quantity that can be held in one arm at once.

«او دسته‌ای از کتاب‌ها را به میز برد.»

She carried an armful of books to the table.

«او یک دسته لباس از زمین برداشت.»

He grabbed an armful of clothes from the floor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bundleبسته

رایج. به مجموعه‌ای از اشیاء بسته شده اشاره دارد و هنگام تأکید بر مقدار قابل تعویض است.

Common. Means a collection of things fastened together; interchangeable when emphasizing quantity held.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000