armorial

ar·mo·ri·al/ɑːrˈmɔːr.i.əl/
armi-related to arms (weapons or heraldry)-orialpertaining to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more armorialsuperlative (عالی): most armorial

صفت — نشان‌دار

نشان‌داروابسته به آرم

مرتبط با نشان‌ها و علائم خانوادگی یا شناسایی افراد و خاندان‌ها.

Relating to heraldry or coats of arms.

«دیوارهای قلعه با نشان‌های خانوادگی تزئین شده بودند.»

The castle walls were decorated with armorial bearings.

«او طراحی‌های نشان‌دار را با دقت بررسی کرد.»

She studied the armorial designs carefully.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000