asb

/æsb/
noun (اسم)commonplural (جمع): asbs

اسم — اسب

اسب

کلمه فارسی به معنی اسب، حیوان چهارپا و خوک‌آمد شناخته شده به عنوان حیوان سواری و کشش.

The Persian word for 'horse'.

«اسب سریع می‌دود.»

The asb runs fast.

«او سوار بر یک اسب قوی است.»

He rides a strong asb.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000