در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به آسیا یا مردم آن
relating to Asia or its people
«غذای آسیایی متنوع و خوشطعم است.»
“Asian cuisine is diverse and flavorful.”
«او از نژاد آسیایی است.»
“She is of Asian descent.”
فردی که از آسیا است
a person from Asia
«او آسیایی است که در آمریکا زندگی میکند.»
“He is an Asian living in America.”
«بسیاری از آسیاییها زبانهای مختلفی صحبت میکنند.»
“Many Asians speak different languages.”